الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
201
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و نشان دادند مرا كه سجده ميكنم در آب و گل ، پس آن شب را در دهه آخر ماه طلب كنيد و آن را در هر شب طاق و فردى جستجو كنيد ، پس نگاه كردم و ديدم دو چشم رسول خدا ( ص ) را كه برگردانيده در حالى كه بر پيشانى و بينى آن حضرت اثر آب و گل بود ، در صبح بيست و يكم ، و اين روايت را بخارى در صحيح خود آورده است . عبد اللَّه بن عمر گويد : آن شب بيست و سوّم ماه رمضانست گويد مردى آمد خدمت پيامبر ( ص ) و گفت يا رسول اللَّه من در خواب ديدم كه شب قدر آن شب هفتم است كه باقى مانده است ، پس آن حضرت فرمود ميبينم كه رؤياى شما حقّا توافق دارد با شب بيست و سوّم ، پس هر كسى از شما ميخواهد كه شبى از ماه رمضان را قيام كند و احياء بدارد ، پس قيام كند و برخيزد شب بيست و سوّم را . معمّر گويد : ايّوب شب بيست و سوّم را غسل ميكرد و لباس پاك مى پوشيد يا بر خاك پاك سجده ميكرد ، عمر بن خطاب از اصحاب پيغمبر ( ص ) پرسيد و گفت شما ميدانيد كه رسول خدا ( ص ) فرمود ، شب قدر را در دهه آخر شبى كه طاق باشد التماس كنيد ، پس در كدام شب طاق ميبينيد ، پس بيشتر مردم در باره شب طاق سخن گفتند . ابن عبّاس گويد عمر به من گفت براى چى اى پسر عباس حرف نميزنى گفتم اللَّه اكبر بسيار در قرآن ذكر سبع شده ، پس ياد كرده آسمانها را هفت و زمينها را هم هفت و طواف هم هفت و رمى جمرات هم هفت و ما شاء اللَّه از اين انسان را آفريد از هفتا و روزى او را قرار داد در هفتا ، عمر گفت آنچه ياد كردى دانستم ، پس چيست قول تو كه انسان از هفت چيز